السيد ابن طاووس ( مترجم : سيد احمد فهرى زنجانى )

15

اللهوف على قتلى الطفوف ( آهى سوزان بر مزار شهيدان ) ( فارسى )

روزى حسين را بنزد پيغمبر آورده و در دامن آن حضرت نهاده بودم در آن ميان كه رسول خدا حسينش را مىبوسيد حسين عليه السّلام ادرار كرد و قطرهءاى از بول او به لباس پيغمبر رسيد من او را با دو انگشت شكنجيدم بگريه افتاد پيغمبر با قيافه‌اى خشم آلود به من فرمود : آرام اى امّ الفضل اين جامهء من قابل شستشو است فرزند مرا آزردى امّ الفضل گويد : حسين عليه السّلام را در آغوش آن حضرت بجاى گذاشته و برخاستم كه آب براى شستن جامه‌اش بياورم چون بازگشتم ديدم حضرت گريان است عرض كردم : يا رسول اللَّه چرا گريه ميكنيد ؟ فرمود : جبرئيل بنزد من آمد و خبر داد كه امّت من همين فرزندم را خواهند كشت خداوند شفاعت مرا بروز قيامت نصيب آنان نفرمايد . راويان حديث گفته‌اند : كه چون يك سال تمام از ولادت حسين عليه السّلام سپرى شد دوازده فرشته بحضور رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله و سلّم فرود آمدند يكى از آنان به صورت شير بود و دوّمى به صورت پلنك و سوّمى به صورت اژدها و چهارمى